مقالات

هنر در روابط عمومی

زهرا شهبازپور  ۱۳۹۳/۰۶/۲۵

هنر در روابط عمومی

 

هنر چیست؟

مفهومی است نسبی یعنی از دید هر شخص یک مفهوم و برداشتی دارد و یک تعریف مطلق و واحد را برای آن نمی توان در نظر گرفت.

 

چند تعریف برای هنر

1- هنر هر آنچه زیباست و به زیبایی مربوط می شود و زیبایی آن چیزی است که انسان از آن خوشش می آید و دوست دارد تکرار شود.

2- هنر چیزی است که باعث پالایش و والایی و اعتلای روح انسان می شود . اخلاق گراها و افرادی که از عنوان هنر برای اجتماع دفاه می کنند حامی اصلی این نظریه هستند اما دو اشکال به آن وارد است اول اینکه شاید آن چیزی که به عنوان اخلاق معرفی می شود واقعا اخلاق نباشد و دوم اینکه همه ی کاربرد موضوعات اخلاقی و اجتماعی در همه ی هنرها یکسان نیست.

3- نسخه برداری ، کپی برداری و اقتباس از طبیعت را هنر می گویند. یعنی هر چیزی که در دنیا وجود دارد باید به تصویر کشیده شود ، اشکالی که به این تعریف وارد است اینست که واقعا نمی توان همه ی چیزهای موجود در طبیعت را به تصویر کشید.

4- هنر بیان احساس و عواطف آدمی است که از طریق برداشت هایش از زندگی و جهان هستی بدست می آید.

5- تعریف اصلی هنر می گوید که مجموعه ای از تعاریف بالا است یعنی هنر تلفیقی است از تمام آنها ولی همه ی آنها با هم نیست.

 

اگر هنر را بخواهیم از زاویه ی رسانه دسته بندی کنیم 3 دسته خواهیم داشت:

1- هنر متعالی 2- هنر عامه پسند 3- هنر مبتذل (دانی)

هنر متعالی- هنری است که مربوط به جوشش استعدادهای درونی یک هنرمند می شود ، دارای پیچیدگی است و برای همه قابل فهم نیست، پیروان آن کمتر است، گرانقیمت است، محدود است، قابل دسترسی نیست، مخاطب کمتری از آن لذت می برد، بیشتر مربوط به قشر نخبه ، دانشمند، هنرمند و پولدار جامعه است، تخصص و انفرادی است.

هنر عامه پسند- مربوط به قشر متوسط به بالای جامعه است، سرگرم کننده است ، مردمی است، مخاطب را ارضاء می کند، هزینه ی کمی دارد، قابل دسترسی است، نیاز به جمع مخاطبان دارد، تخصص نیاز ندارد.

هنر مبتذل- فقط و فقط تجاری است، سطح بسیار پایینی دارد، از لحاظ مخاطب بعد از هنر عامه پسند قراردارد، رسانه ها برای بدست آوردن منابع مالی و استمرار آن وابسته به آگهی ،‌تبلیغات و بازخورد هستند بنابراین نیاز دارند که مخاطبانسان زیاد شود ، بنابراین روی به هنر مبتذل و هنر عامه پسند می آورند.

تعریف هنر از دیدگاه زیباشناسی

1- هنر متعالی

2- زیبایی در فرم تکنیک و ظاهر

3- زیبایی در محتوا و مفهوم

4- هنر اقتباس از طبیعت

آوانگاردها ظهور می کنند

آوانگاردها در کار پیشروی می کنند ، کار را شروع می کنند مثلا یک سبک هنری را ایجاد می کنند بدون اینکه بدانند آینده ی آن چه می شود یا برای آن برنامه ای داشته باشند.

 

دسته بندی هنر از لحاظ تأثیرگذاری و ارزش

1- هنر برای اجتماع

2- هنر برای هنر (یعنی هدف هنرمند از خلق آثار هنری اعتلای هنر خویش و تنها بر اساس حس درونی است که دارد بدون اینکه به مخاطب یا خواسته های آن توجه داشته باشد یا آنرا مدنظر قرار بدهد.

 

درک زیبایی از طریف حواس پنجگانه = ابژه

تصویر زیبایی که در ذهن نقش بسته است = سوبژه (سوژه)

دو نوع تعریف هنر از نظر کانت:

1- زیبایی طبیعی که در اطراف ما وجود دارد

2- زیبایی که در خلق آثار هنری دیده می شود

دلایل روی آوری انسان به هنر:

1- فطرت انسان – فطرت انسان زیباست و زیبایی را دوست دارد.

2- رسایی – یعنی هنر چیز سخت و پیچیده ای نیست و به راحتی می توان آنرا درک کرد

3- جهانی بودن – با وجود تفاوت فرهنگ ها و زبان های متعدد در جهان ، این هنر است که در همه ی جهان ملموس و قابل فهم است و در حقیقت هنر زبان مشترک تمام انسانهاست

4- ماندگاری – به دلایلی که در موارد فوق اشاره شد می توان گفت هنر ماندگار است

5- سرعت انتقال پیام در هنر

نکته: دلایلی که در بالا بدانها اشاره شد با هم همپوشانی دارند و هر کدام جداگانه نمی توانند دلیل این امر باشند.

هنرهای هفتگانه

1- هنر های دستی – مثل مجسمه سازی ، قالی بافی ، منبت کاری ، شیشه گری و ...

2- هنرهای ترسیمی - مثل خط و نقاشی

3- هنر موسیقی – چهار رکن اساسی در هنر موسیقی وجود دارد: الف) سازنده ی ساز ب) خواننده ج) رهبر گروه د)آهنگساز

4- هنر معماری – هنری است که از طراحی ، نقشه کشی ، تا اجرای یک اثر هنری را شامل می شود و می خواهد فضا را در 3 بعد برای بیننده به ترسیم کند

5- هنر حرکات نمایشی – مثل حرکات آکروباتیک ، رقص و ...

6- هنرهای ادبیاتی – مثل شعر ، داستان ، فیلم نامه ، نمایشنامه و ...

7- هنر سینما ، فیلم و تئاتر- فیلم این قابلیت را دارد که تمام هنرهای ششگانه ی قبلی را می توان در آن نمایش داد به همین دلیل تأثیر بیشتری از سایر هنرها دارد.

تقسیم بندی هنر از لحاظ پیشینه

1- هنرهای سنتی – مثل نقاشی ، خط و هنرهای دستی که از اول پیدایش بشر با وی همراه بوده اند و در گذشت قرون و اعصار تکامل یافته و عمدتاً شامل مفاهیم فرهنگی و مذهبی و آداب و رسوم را در بر می گیرند.

2- هنرهای مدرن – باید هنرمند قالب های نو و جدیدی پیدا کند، به نحوی هنرمند را وادار به نوگرایی می کند مثل شعر نو در برابر شعر کلاسیک ، هدف آن مثل هنرهای سنتی فقط ارائه ی لذت برای مخاطب نیست بلکه اهداف دیگری را در نظر دارد ، هنر مدرن با مسایل مذهبی به شدت مخالفت دارد ، هنری است عقل گرا و خردگرا و معتقد است عقل و خرد می تواند انسان را به خوشبختی و سعارت برساند ، به موضوعات اومانیسم (انسان گرایی) خیلی اعتقاد دارد و انسان را در صدر همه ی کارهای خود قرار می دهد و انسان را موضوع مطلب و تجزیه و تحلیل خود قرار می دهد.

3- هنرهای پست مدرن – این مکتب ، مکتب مدرن را قبول ندارد و مخالف شدید آنست چرا که معتقد است خرد و عقل بشر را به خوشبختی و سعادت نرسانده است ، معتقد است چیزی به نام حقیقت ، جامعیت و عینیت وجود ندارد و مخالف آنست ، این مکتب نسبی گراست و معتقد است که هر موضوع را باید در ظرفیت خود بررسی کرد، مخالف سلطه ی انسان روی محیط زیست است ، مخالف برتری گرایی است و می گوید هر چیزی را باید بومی و محلی بررسی کرد.

مکاتب و سبک های هنری

این نکته ضروری به نظر می رسد که مکاتب و سبک های هنری قالباً متأثر از مکاتب و جهان بینی هایی است که هنرمند پیرو آن بوده و به تبع آن هنری را نیز که خلق کرده در آن مکتب می گنجد ، از اینرو ابتدا لازم است که مکتب را بشناسیم سپس به بررسی هنر در آن مکتب بپردازیم. تعداد مکاتب متعددی وجود داشته و دارد و از آنجا که مجال برای پرداختن به تمامی آنها در این مقال نیست لذا به تعدادی از آنها می پردازیم.

مکتب دادائیسم (پوچ گرایی) – مکتبی است که بعد از جنگ جهانی اول و در دوران هرج و مرج کشورهای اروپایی بوجود آمد و کانون تشکیل آن کشور سوییس بود. مبنای آن هرج و مرج ،‌ ناامیدی ،‌ پریشانی ، پوچ گرایی ، بی شکلی مطلق ، نابودگرایی خودآفرینندگی است ، هیچ چیز را در دنیا قبول ندارد حتی خودش را. حرف اساسی آن در زندگی طغیان بر علیه سه عنصر اجتماع ،‌ اخلاق و هنر است. می خواهد در گام اول ادبیات و در گام بعدی انسان را از زیر سلطه ی عقل و منطق و زبان خارج کند . ضد خردورزی است. مکتبی است که در سال 1916 تشکیل شد و به دلیل دیدگاهی که به جهان اطراف خود داشت ، خیلی زود و در سال 1922 نابود شد. از پیروان اصلی این مکتب می توان مارشال دوشان و ماکس ارنست را نام برد ، البته ماکس ارنست بعدها با الهام از مکتب دادائیسم ، مکتب دیگرا به نام سورنالیسم بوجود آورد. این مکتب بیشتر در شعر ، موسیقی و گرافیک وارد شد و در حقیقت انقلابی برای تغییر و ساختارشکنی مفاهیم هنری محسوب می شود.

مکتب رئالیسم (واقع گرایی) – مبنای آن بیان واقعیت مطلق است ، واقعیتی که بدون خوشایندگری و احساساتی گری بیان می شود. تولستوی و چارلز دیکنز را می توان از پیروان این مکتب به حساب آورد. موضوعاتی که رخ داده را عین واقعیت بیان می کند بدون کم و کاست. پیروان این مکتب با ایدئالیسم و رومانتیسم مشکل دارند.

مکتب سورئالیسم (فراواقع گرایی ، وهم گرایی) – فعالیت خود بخودی روانی که می توان بوسیله ی آن فعالیت واقعی و حقیقی فکر را بیان و عرضه کرد . دیکته کردن فکر ورای عقل و خارج از هرگونه تقلید هنری و اخلاقی. ماکس ارنست ، رنه مارگریت ، برتون ، پل الوار و آندره ماسون از پیروان اصلی این مکتب به شمار می روند.

ایدئالیسم (آرمان گرایی) – آنها می گویند اگر انسانهایی که الان هستند وجود نداشتند پس هیچ چیز در این دنیا وجود نخواهد داشت ، واقعیت تنها به عنوان وجود روحی محض وجود دارد و جسم چیزی جز شکل تظاهر این وجود نیست.

رُمانتیسم (تخیل گرایی پراحساس) – رمانتیک ها زشتی و زیبایی ، خوبی و بدی را با هم نشان می دهند ، پس به تضادها توجه دارند ، در این مکتب سعی در به تصویر کشیدن آرزوها و رویاها می شود.

ناتورالیسم (طبیعت گرایی) – بازنمایی جهان عینی و مادی با احساس گرایی و خوشایند گری است و البته با محوریت طبیعت. در هنر اعتقاد دارند باید خلاقیت هنری (هنرمند) فقط به کپی کردن اشیاء و پدیده های تصادفی و انفرادی از واقعیت بپردازد. امیل زولا از طرفداران این مکتب به حساب می آید.

کوبیسم ( حجم گرایی) – تصاویر با خطوط هندسی کشیده می شود و سایه ها از بین می روند ، بدین ترتیب اشیاء معنای طبیعی خود را از دست می دهند و معنای هنری می یابند ، پاپلو پیکاسو و ژرژ براک را می توان از پیروان این مکتب به حساب آورد.

 روابط عمومی ها و رسانه

در رابطه با سازمان ها ، رسانه ها به طور عمومی به دو دسته تقسیم می شوند

1-     رسانه های داخل سازمان مثل بولتن ، نشریات ، شبکه ی اینترانت ، بروشور، جزوه و...

2-    رسانه های خارج از سازمان مثل رادیو ، تلویزیون ، روزنامه ها ، مجلات ، شبکه اینترنت و ...

اهداف روابط عمومی ها از ارتباط با رسانه

1-     تبلیغات

2-    انتشار آگهی

3-    انتشار اخبار و اطلاع رسانی

اطلاعات (Information) : مجموعه داده هایی که در یک رسانه یا هرجایی دیگر ذخیره می شود و دارای هویت است، قابل رده بندی و سازماندهی و انتقال است و یا داده هایی که با یک هویت به چیزی یا موضوعی مرتبط است .

تبلیغات (Advertising / Propaganda) : ترغیب مردم به خرید یا گرایش به یک محصول یک سازمان یا یک اندیشه و حداقل ایجاد یک دید مثبت. آگاهی دادن و تأثیر گذاشتن به مخاطبان با اهداف مختلف ، با روش های مختلف نوشتاری ، صوتی و تصویری.

آگهی (Advertising) : بخشی از کار تبلیغات است ، هر نوع مطلب ، اعلامیه یا اطلاعیه برای جلب توجه مردم و افکار عمومی که از طریق رسانه ها منتشر می شود و درآن کالا ، خدمات ، و یا مراجعه به موسسه ای توصیه می شود.

پروپاگاندا (Propaganda) : بخشی دیگر از کار تبلیغات است و به نوع خاصی از تبلیغات در زمینه ی مسایل سیاسی و امور سیاست گفته می شود.

خبر (News) : بیانی از یک رویداد که دارای یک یا چند ارزش خبری است.

اهداف اطلاع رسانی و تبلیغات بستگی به وظایف سازمان دارد:

1-     سازمان سیاسی : شناساندن اهداف سیاسی برای جلب آرا و کسب قدرت.

2-    سازمان تجاری : شناساندن کالا و خدمات و کسب سود و جلب مشتری.

3-    سازمان عمومی : بالابردن سطح زندگی افراد یک جامعه ، کاری که سازمان و ادارات دولتی متولی آن هستند.

تهدیدات در روابط رسانه ها و روابط عمومی ها :

1-     انتشار گزارش های غلط

2-    برخوردهای جنجالی

3-    عمل بر مبنای احساسات

انتقاد رسانه ها از روابط عمومی ها :

1-     نداشتن برنامه ریزی و نظم

2-    انجام ندادن تکالیف و وظایف

3-    در دسترس نبودن

4-    انتظارات بیش از اندازه از رسانه ها

5-    تلاش برای تهدید یا تطمیع

6-    تبعیض رسانه ای

 


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.