مقالات

تکریم و احترام به کودک

دکتر ناهید حیدری-نوشین پورشایگان  ۱۳۹۳/۱۲/۲۷

چکیده

در این تحقیق به بررسی اهمیت تکریم شخصیت کودکان براساس دیدگاه های قرآن و نهج البلاغه  پرداخته‌ایم و اهداف این تحقیق شناخت و معرفی آیات قران کریم و دیدگاههای امام علی(ع) در مورد تکریم شخصیت کودکان بوده است.در این تحقیق از روش توصیفی، تحلیلی استفاده شده و با گردآوری اطلاعات مورد نیاز به این امر اقدام کرده‌ایم و با توجه به آیات قران کریم و دیدگاه امام علی(ع) در کتاب با ارزشمند نهج البلاغه اصول و روشهایی را در رابطه با تکریم  شخصیت کودک استخراج نموده‌ایم.که از این قرار است: دوره های رشد و تربیت براساس نظریه اسلام،تکریم و احترام به کودک، اهمیت احترام به شخصیت کودکان از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه،نقش مادر در تکریم شخصیت کودک از دیدگاه نهج البلاغه، بررسی تکریم شخصیت کودکان از دیدگاه روانشناسی اسلامی،وظیفه پدر و مادر درباره حفظ تکریم شخصیت کودکان،فوائد تکریم شخصیت کودک،تکریم شخصیت و ارزشها، عوامل و متغیرات درشکل گیری شخصیت کودک،وسایل تکریم شخصیت کودک از نظر اسلامکه هر کدام از موارد ذکر شده در متن پژوهش آورده شده است.می توان گفت که در قرآن کریم و نهج البلاغه هر دو توصیه هایی برای تکریم شخصیت کودکان توسط والدین،و بزرگان بیان شده که امیدواریم بتوانیم با تکیه بر این دو کتاب عزیز در تکریم شخصیت فرزندانمان کوشا باشیم.

 

کلید واژگان،تکریم، شخصیت، قرآن،نهج البلاغه

 

 

 

مقدمه

یکی از روش های صحیح و کارآمد در تربیت انسان، روش احترام و «تکریم شخصیت» است. این شیوه در حقیقت پشتوانه سلامت روان بشر و از مهم ترین عوامل رشد شخصیّت اوست.

خداوند متعال در قرآن کریم بنی آدم را تکریم نموده است و هیچ موجودی را برتر از او نیافریده است: «و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم علی کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلاً؛(1) ما فرزندان آدمی را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا بر مرکب های راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری بخشیدیم.

از آیه مزبور چنین استنباط می کنیم که خداوند بر نوع بشر منّت نهاده و به او دو چیز بخشیده است: یکی کرامت و بزرگواری و دیگری برتری بر سایر مخلوقات. منظور از تکریم ، اعطای خصوصیاتی است به او که در سایر موجودات و پدیده ها نیست و منظور از برتری، اعطای خصوصیاتی است به انسان که دیگر موجودات در آن شریک هستند، ولی انسان در حدّ اعلاء از آن برخوردار است. نظر به این که انسان از این دو مزیّت عالی و فطری برخوردار است، احترام و تکریم وی یک وظیفه اساسی است که هیچ عاملی نباید آن را متزلزل سازد، بنابراین پیشوایان معصوم(ع) در سیره عملی خود توجه خاصی به این موضوع دارند و آن را سرلوحه برنامه های تربیتی و سازنده خویش قرار داده اند که به استناد احادیث و روایات در این نوشتار به تبیین و تشریح تکریم شخصیت کودکان خواهیم پرداخت.

 

 

 

 

بیان مسئله

اسلام، توجه به نیازهای معنوی و تأمین احتیاجات روانی کودک را به طرز ظریفی پیش بینی نموده است. از این روست که تکریم و رعایت احترام کودک به عنوان یک حق مسلم بر عهدۀ والدین و دیگران، مورد تأکید قرار گرفته است. زیرا که دورۀ کودکی مهم ترین دورۀ زندگی انسان و دورۀ شکل پذیری و اثر پذیری او می باشد.

روانشناسان معتقدند که در این دوره مهم ترین عامل مؤثر در رشد و تکامل شخصیت کودک محیط، اولیاء و اطرافیان او هستند.

همچنین روانشناسان، یکی از علتهای ایجاد عقدۀ روانی را محترم نبودن فرد در برابر دیگران می دانند. مراعات احترام کودک یکی از راههای پیشگیری از پیدایش چنین آسیب روانی است. به علاوه، تکریم کودک و احترام به او، حس خودباوری و اعتماد به نفس را که در ارتباطات اجتماعی بسیار حائز اهمیت است، در آنان تقویت می کند.

بنابراین، تکریم و احترام به شخصیت کودک را می توان به عنوان یک وسیله و روش تربیتی معرفی کرد. به همین جهت قرآن و نهج البلاغه بر این مهم تأکید بسیار کرده است.

در آیاتی به بحث در مورد کودکی پرداخته شده که در زیر به آن اشاره می شود.

کودکی یکی از مراحل حیات دنیایی انسان است. (حج، آیه 5؛ و نیز روم، آیه 54 و غافر، آیه 67)این مرحله از هنگام ولادت آغاز می‌شود (همان) و تا بلوغ ادامه می‌یابد؛ (نساء، آیه 6) زیرا با رسیدن کودک به دوران بلوغ، حیات و زندگی وی به مرحله دیگری وارد می‌شود که از آن به دوران نوجوانی یاد می‌شود و کودک در مرحله آغاز رشد جنسی و سپس عقلانی قرار می‌گیرد که آثار آن را می‌توان در حوزه رفتارهای اقتصادی به خوبی مشاهده کرد.(کهف، آیه 82).دوران شیرخوارگی چنان مهم است که خداوند در آیات پیش گفته و همچنین آیه 6 سوره طلاق، بر لزوم مشاوره و همفکری والدین در مورد چگونگی شیرخواری کودک تاکید کرده و در آیه 15سوره احقاف نیز تکمیل دوران شیرخوارگی را واجب و لازم دانسته است؛ زیرا این دوران در رشد و تکمیل شخصیت کودک نقش اساسی ایفا می‌کند. (بقره، آیه 233 و نیز لقمان، آیه 14)

خداوند در آیاتی از جمله آیات 5 و 8 سوره نساء از مومنانخواستهتابرخوردیشایستهوسازندهدرگفتارو رفتار با کودکان داشته باشند.

با توجه به آیات ذکر شده از قرآن به اهمیت دوره کودکی در شخصیت انسان  پی می بریم.

در قرآن تکریم در باب تفعیل و بر وزن فّعّلّ، یُفّعّلّ، تفعیل به معنای احترام کردن و کریم نمودن و مکرم ساختن انسان است با این تفاوت که معادل با مطلق وجود و بخشش نیست.

تکریم و احترام به شخصیت کودک را می توان به عنوان یک روش تربیتی معرفی کرد.به همین جهت اسلام به اولیاء و مربیان توصیه می کند که به کودک احترام نمایند زیرا از نظر فروید( روان شناس)شخصیت انسانها در کودکی شکل میگیرد(هفت سال اول زندگی).

همچنین به دلیل  اهمیت به تکریم شخصیت کودک در نهج البلاغه نیز به این موضوع پرداخته شده است.

عوامل تکریم در نهج البلاغه:1-پدر و مادر و خانواده:امام در حکمت399 می فرماید:حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو بر فرزند نهد و خوب تربیتش کند و او را قرآن بیاموزد.2- روابط خانوادگی:از عوامل مهم تربیتی رابطه داشتن با خانواده های خوب و صالح است.چراکه در تربیت و الگوپذیری فرزندان این روابط نقش مهمی ایفا می کند.امام در نامه53خطاب به مالک اشتر می فرماید:روابط خود را با اشخاص آبرومند و افراد باشخصیت و اصیل و خاندان های صالح و خوش سابقه برقرار ساز.3-آموزگار:در نامه53 می خوانیم:در جلسات درس دانشمندان و استادان شرکت کن و به گفتگو بنشین.و با حکما و اندیشمندان بسیار به بحث و بررسی بپرداز.امام در خطبه192 به نقش آموزگار الهی خویش پیامبر اکرم اشاره می کند و می فرماید:من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است.پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود و به من فرمان می داد تا به او اقتدا نمایم.4- محیط زندگی:از عوامل مهم تربیتی انسان و شکل گیری شخصیت کودک محیط زندگی و پرورش اوست.روانشناسان شخصیت انسان را تابعی از وراثت و محیط می دانند.بخاطر همین انسان باید در انتخاب مکان زندگی دقت لازم را داشته باشد.امام در نامه69خطاب به حارث همدانی می فرماید:در شهرهای بزرگ سکونت کن زیرا مرکز اجتماع مسلمانان است.و از جاهایی که مردم آن از یاد خدا غافلند و به یکدیگر ستم روا می دارند و بر اطاعت خدا به یکدیگر کمک نمی کنند بپرهیز.در همین راستا امام به انتخاب همسایه خوب توجه زیادی دارد.در نامه31 می فرماید:قبل از حرکت برای سفر درباره همسفرت و پیش از خریدن خانه درباره همسایه ات تحقیق کن.5-دوستان:از مهمترین عوامل شکل گیری شخصیت خصوصا در کودکان و نوجوانان داشتن دوستان خوب یا بد است.که روانشناسان تربیتی به آن گروه همسالان می گویند.امام در حکمت38 از دوست شدن با چهار گروه پرهیز می دهد:اول-از دوستی با احمق بپرهیز چراکه میخواهد به تو نفعی برساند اما دچار زیانت می کند.دوم-از دوستی با بخیل بپرهیز زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.سوم-از دوستی با بدکار بپرهیز که با اندک بهایی تو را می فروشد.چهارم-از دوستی با دروغگو بپرهیز که او به سراب ماند:دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند.

با توجه به ذکر مطالب گفته شده هدف از انجام پژوهش حاضر اهمیت تکرم و شخصیت کودکان از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه می باشد.امید است که مطالب این تحقیق بتواند به عنوان ابزاری برای آشنایی خوانندگان در راستای موضوع مورد بحث قرار گیرد.

 

 

 

 

 

اهمیت و ضرورت مسأله

تکریم و احترام به شخصیت کودک را می توان به عنوان یک وسیله و روش تربیتی معرفی کرد.روانشناسان شخصیت را مجموعه ای از جنبه های بدنی، عادات ،تمایلات، حالات، افکار،نظریات،استعدادها و رفتارهایی دانسته که در فرد به صورت خصوصیات و صفاتی نسبتأ پایدار در آمده و به صورت یک کل واحد عمل می کند.قران توجه به نیازهای معنوی و تأمین احتیاجات روانی کودک را به طرز ظریفی پیش بینی نموده است. از این روست که تکریم و رعایت احترام کودک به عنوان یک حق مسلم بر عهدۀ والدین و دیگران، مورد تأکید قرار گرفته است. زیرا که دورۀ کودکی مهم ترین دورۀ زندگی انسان و دورۀ شکل پذیری و اثر پذیری او می باشد.روانشناسان معتقدند که در این دوره مهم ترین عامل مؤثر در رشد و تکامل شخصیت کودک محیط، اولیاء و اطرافیان او هستند.همچنین روانشناسان، یکی از علتهای ایجاد عقدۀ روانی را محترم نبودن فرد در برابر دیگران می دانند. مراعات احترام کودک یکی از راههای پیشگیری از پیدایش چنین آسیب روانی است. به علاوه، تکریم کودک و احترام به او، حس خودباوری و اعتماد به نفس را که در ارتباطات اجتماعی بسیار حائز اهمیت است، در آنان تقویت می کند.بنابراین، تکریم و احترام به شخصیت کودک را می توان به عنوان یک وسیله و روش تربیتی معرفی کرد. به همین جهت اسلام،قران و نهج البلاغه بر این مهم تأکید بسیار کرده است. احترام و تکریم شخصیت انسان یکی از شیوه های تربیتی آیین حیات بخش اسلام است و آموزه های قرآنی برپایه و اصول احترام به انسان و کرامت انسانی بنا نهاده شده است.

خداوند متعال در قرآن کریم انسان را مورد تکریم و ستایش خود قرارداده، می فرماید: مافرزندان آدمی را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا بر مرکب های راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری بخشیدیم.» از نظر اسلام کودکان و نوجوانان هم شایسته کرامت و احترام هستند و باید به احساسات آنان احترام گذاشت. والدین در این خصوص وظیفه مهم و خطیری برعهده دارند آنان باید شخصیت کودک را مورد توجه قرار داده، براساس اصل کرامت و حرمت انسان با او رفتار کنند.

امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند: «با بچه هایتان به گونه ای برخورد کنید که آن ها خودشان را کریم و با شخصیت بدانند

تکریم کودک باعث به وجود آمدن احساس شخصیت و عزت نفس، پذیرش سخنان و آموزش های والدین؛ جلوگیری از سقوط در ورطه بزهکاری و گناه، جلوگیری از احساس خودکم بینی و جلوگیری از نفاق و دورویی در وی می شود. از آنجا که تربیت کودکان کار مهم، ظریف و دشواری است و هوشیاری و دقت کافی اولیاء و مربیان را در پیاده کردن برنامه های تربیتی براساس اصول قرانی و اسلامی می طلبد، پژوهشگر اقدام به طرح چنین موضوعی نموده است و هدف از انجام آن را آگاه سازی اولیاء و مربیان از تربیت صحیح بر مبنای اصول قرآنی و کلام حضرت امیر در نهج البلاغه بر احترام به کودک و پی ریزی شخصیت سالم می داند.

اهداف تحقیق

با توجه به موضوع مورد مطالعه که بررسی اهمیت تکریم شخصیت کودکان از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه می باشد لذا در این باره مطالبی را در رابطه با این موضوع در زیر آورده شده است.

دوره های رشد و تربیت براساس نظریه اسلام

شخصیت کودک در یک فرآیند پیچیده حتی پیش از تولد، شروع به شکل گیری میکند. اما آنچه بیشترین تاثیر را در شکل گیری شخصیت وهویت کامل شخص نقش دارد،دورههای سه گانهای است که مجموعه آن براساس آموزههای اسلامی بیست ویکسال به درازامیکشد.

پیامبر(ص) دوران اصلی شکل گیری شخصیت انسان رابه سه دوره هفت ساله دسته بندی کرده است. آنحضرت (ص) میفرماید: الولدسیدسبعسنین،وعبدسبعسنین،ووزیرسبعسنین،فرزندهفت سال سرور،هفت سال فرمانبرداروهفت سال وزیراست.

(مکارمالاخلاق،ص۲۲۲)که شخصیت کودک در هفت سال اول زندگی شکل می گیرد.

 

 

تکریم و احترام به کودک

احترام و تکریم شخصیت انسان یکی از شیوه های تربیتی آیین حیات بخش اسلام است و آموزه های قرآنی برپایه و اصول احترام به انسان و کرامت انسانی بنا نهاده شده است.

خداوند متعال در قرآن کریم انسان را مورد تکریم و ستایش خود قرارداده، می فرماید: مافرزندان آدمی را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا بر مرکب های راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری بخشیدیم

از نظر اسلام کودکان و نوجوانان هم شایسته کرامت و احترام هستند و باید به احساسات آنان احترام گذاشت. والدین در این خصوص وظیفه مهم و خطیری برعهده دارند آنان باید شخصیت کودک را مورد توجه قرار داده، براساس اصل کرامت و حرمت انسان با او رفتار کنند.

امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند: «با بچه هایتان به گونه ای برخورد کنید که آن ها خودشان را کریم و با شخصیت بدانند.

تکریم کودک باعث به وجود آمدن احساس شخصیت و عزت نفس، پذیرش سخنان و آموزش های والدین؛ جلوگیری از سقوط در ورطه بزهکاری و گناه، جلوگیری از احساس خودکم بینی و جلوگیری از نفاق و دورویی در وی می شود.

اهمیت احترام به شخصیت کودکان از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

یکی از اصول تربیتی قرآن و نهج البلاغه، احترام به شخصیت و کرامت انسانی است .ما همه افراد یک خانواده هستیم و توهین و تحقیر دیگران توهین به ماست.قرآن در سوره حجرات می فرماید نام همدیگر را با احترام ببرید و یکدیگر را با لقب زشت نخوانید. همچنین مجموعه صحبتهاى حکیمانه امامعلى(ع) حکایت از نقش کلیدى و محورى اولیاء در ایجاد و تربیت فرزندان سالم با شخصیت و سجایاىاخلاقى پسندیده که یکى از موثرترین خدمتها به جامعه است, دارد.

نقش مادر در تکریم شخصیت کودک از دیدگاه نهج البلاغه

در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت کودک برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری کودک از افعال و اقوال مادر است، که آینده او رامعنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینکه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان کودک را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشکلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و ... تحویل جامعه دهد.

حضرت على(ع) در این زمینه فرموده اندزنان آرمانشان مردانند امام صادق(ع) در باره نیاز زنها به محبت و به هدفارزشمند نمودن محبت به زنان, و ارج نهادن به این نیاز اساسى زنان, مى فرمایند محبتبه زنان از اخلاق انبیا است.«کافى, ج5, ص320.

نقش زن در خانواده از محورىتریننقشها است چرا که دو وظیفه بسیار اساسى و حیاتى در خانواده به عهده زن گذاشته شدهاست; وظیفه همسرى, و وظیفه مادرى. که این دو نقش از حیاتى ترین و اصیل ترین نقشهادر ایجاد سلامت در جامعه مى باشد. زن مظهر سکونت و مودت که دو عامل مهم براى ایجادسلامت روانى در افراد و نهایتا در جامعه است مى باشد خانواده بهترین زمینه ساز کمال زن و مرد است و آثار عمده اى در ارتقا و رشد و پویایى جامعه ایفا مى کند, و زن محورخانواده است.

به همین جهت ایفاى وظیفه زن در کانون خانواده از طرف مولاى متقیانعلى(ع) به عنوان یک جهاد فى سبیل الله شمرده شده است: ((جهاد المراه حسن التبعل; جهاد زن حسن شوهردارى است.)) «من لا یحضره الفقیه, ج3, ص;439 حکمت, ص131, نهجالبلاغه»

علاوه بر وظیفه همسرى که زن به عهده دارد وظیفه بسیار مهمى را مادر درزمینه تربیت کودکان دارد. در این رابطه به ذکر چند کلام نورانى از امام(ع) اکتفا مىکنیم: حضرت در مورد تغذیه کودک با شیر مادر و نقش آن در پرورش شخصیت کودک مىفرمایند: ((ما من لبن رضع به الصبى اعظم برکه علیه من لبن امه: هیچ شیرى که به کودکداده مى شود از شیر مادرش عظمت و برکتش بیشتر نیست.)) « وسایل الشیعه, ج15, باب 68, ص175

امام على(ع) به تاثیر شیردهى در بناى ساختار شخصیتى و اعتقادى بهمیزانى اهمیت مى دادند که افراد را سفارش به توجه و داشتن حساسیت نسبت به این مسالهمى کردند. فرمودند: آنچنان که براى ازدواج (حساسیت به خرج مى دهید) و انتخاب مىکنید, براى شیر دادن نیز انتخاب کنید, زیرا شیر دادن طبیعت را تغییر مى دهد.«وسایلالشیعه, ج25, ص188, ح6

حضرت على(ع) نقش مادر را در ایجاد سجایاى اخلاقى درفرزندان بسیار مهم مى دانند و مى فرمایند: ((حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق; سجایاىاخلاقى دلیل پاکى وراثت و فضیلت ریشه خانوادگى است.))  غرر الحکم, ص379. »  همچنینحضرت فرمودند:

کسى که ریشه خانوادگى اش شریف است در حضور و غیاب و در هر حالداراى فضیلت و صفات پسندیده است. و نیز فرمودند: ملکات پسندیده و اخلاق خوب دلیلوراثتهاى پسندیده انسان است. « غرر الحکم, ص379.

مجموعه صحبتهاى حکیمانه امامعلى(ع) حکایت از نقش کلیدى و محورى مادر در ایجاد و تربیت فرزندان سالم با سجایاىاخلاقى و پسندیده که یکى از موثرترین خدمتها به جامعه است, دارد.

بررسی تکریم شخصیت کودکان از دیدگاه روانشناسی اسلامی

از جمله مواردی یکه در محافل فرهنگی درباره شخصیت کودک سرو صدا به راه انداختن و روزی را به نام کودک نامیده اند و برنامه های کودک را در رادیو اجرا کردند و جمله های را به نام کودکان منتشر کرده اند.در نظر برخی از صاحب نظران این مطلب خیلی تازگی دارد و یکی از سوقاتهای اروپایی برای کشورهای اسلامی ست،در حالی که پیامبر اسلام در 1400 سال پیش به طور عادلانه و خالی از افراط و تفریط شخصیت کودک را گوشزد نموده و زباناَ و عملاَ به کودکان اعم از دختر و پسر شخصیت داده است.و اینک روایتی که از خاندان رسالت رسیده است، فرزندان خود را را گرامی بدارید و آداب پسندیده به آنان تعلیم دهیدتا مورد عفو واقع شوید."اکرموا اولادکم و احسنوا آدابکم و یغفر لکم" آنچه روانشناسان و متخصصین فن تربیت در این باره سخن برانند به جامعت و متانت این کلمه شیوا و رسا نمی رسند.(اکرموا اولادکم) حال با آن که ما اعتراف داریم که سخنان پیغمبر اسلام مافوق کل بشر است .قران نیز می فرماید " و ما ینطق من الهدی ان هوالا و حی یوحی" و همانطور که خود پیشوای جهانیان است  کلمات او نیز پیشوای کلمات است.معذلک اینک فرموده است: کودکان خود را گرامی بدارید"اکرموا اولادکم".

امروزه متخصصین فن تربیت معتقدند که باید کودک را گرامی داشت، به این معنی که اگر قصور یا تقصیری از کودکچه در خانه و چه در مدرسه مشاهده شد نباید به ناسزا گفتن وتنبیه بدنی او پرداختو باید آبروی او را حفظ کنید چه بسا بهتر بتوان او را اصلاح کرد. و این کار سبب می شود که کودک برای خود شخصیت قائل شود و در رفتار خود کنترل داشته باشد.

وظیفه پدر و مادر درباره حفظ تکریم شخصیت کودکان

پدر و مادر در خانه و مدیر مدرسه باید توجه داشته باشند که کودک انسان است و جسم جامدی نیست  و دارا عواطف و احساسات است و این موجود معصوم انها برای فرمانبرداری از بزرگترها آفریده نشده بلکه او باید روزی خود مسئولیت به عهده بگیردو به هیچ وجه به تمایات او ارزشی ندهند و به سوالات او پاسخ ندهند ،و حس کنجکاوی او را ارضا نکنند شخصیت او محو می شود و در آینده قادر به انجام وظیفه های مسئولین دار نخواهد بود و همچنین مبتلا به حس حقارت نیز خواهد شد.

 

فوائد تکریم شخصیت کودک:

الف)تکریم شخصیت کودک و تربیت اجتماعی

روش تربیت را باید از رسول اکرم(ص)یاد گرفت، هیچگاه فرزندش را در اجتماع تحقیر نکرد آنها را بزرگتر شمرده و آقا و سید خطاب می فرمود.آری احترام گذاشتن به کودکان آنها را ریحانه خواندن و بزرگ شمردن باعث سربلندی آنها در آینده و بزرگواریشان در اجتماع می شود.

شخص بزرگوار به خود به دیده ی تحقیر نمی گردد و به کارهای سست تنن در نمی دهد ،نفس بزرگوار و کریم تحت تأثیر گرفتاریها واقع نمی شود و به پستی نمی گراید.بلکه لازم به ذکر است که به اولیای گرامی، مربیان باید افراد متعلم متربی(کودک) کودک را از برنامه های اجتماع  و آیین و سنن اجتماعی چه خرافی و چه غیر آن آگاه سازند تا با عوامل اصلاحی اجتماعی آشنا شوند و از آن پیروی نمایندو از روش و سنت های غلط اجتماعی دوری جسته و در اندیشه از بین بردن آن باشند.

ب)تکریم شخصیت و اعتماد به نفس

یکی از نیازهای عاطفی کودک و نوجوان این است که می خواهد بداند که دیگران او را دوست دارند و با وجود او را رک و لمس نمایند، این خوب است اما تنها در انتظار کودک وجودن نیست بلکه همه ی انسانها علاقه دارند که مورد تکریم و قبول دیگران قرار داشته باشند. و شاید بیشتر تلاشها و کوشش های انسانها به خاطر همین خواست طبیعی انجام می گیرد.زنی که می کوشد  با انجام وظایف خود را پیش شهر موجه و مقبول جلوه دهد و مرد تلاش می کند با فراهم آوردن خرج زندگی خود را فرد فداکار و ایثار گر نشان دهدو همین طور سایر افراد به نوعی می کوشند مقبولیت خود را در جامعه احراز نمایند.

کودک وقتی که احساس کند مورد قبول پدر، مادر و مربی باشد این احساس در تشریح حس اعتماد به خود و اتکا به نفس بسیار موثر است.بنابراین یکی از رسالتهای اساسی اولیاء و مربیان با احساس محبت و تکریم به فرزند موجبات تقویت اعتماد به نفس را در کودک مهیا می سازد.

تکریم شخصیت و ارزشها

مطلبی که بسیار مهم است پیوند زدن روش های گرایش کودکان و نوجوانان به ارزشها بر زمینه های فطری آنهاست.مثلاَ بچه سه ساله که در مقابل چیزهای مبهم سوال می کند، متأثر از آموزش نیست بلکه خود جوشی است. چون گرایش به حقیقت جویی دارد و فقط چیزی که مطرح می شود نحوه ی درست پاسخ دادن به سوالات است. طریکه پاسخ ما به سوالات راه و روش فکر ی او را مسدود نکند مثلا اگر بر همه جواب بدهیم جلوی فکر او گرفته  می شود ولی اگر قسمتی را پاسخ دهیم او برای پاسخ بقیه از فکر خود کمک می گیرد. در مساءل ارزشی نیز همین طور است مثلا فطرتاَ کودک گرایش به زیبایی دارند.اگر ارزشهای ما در لباس و قامت های زیبا عرضه شود فوق العاده جذب می شود ارزش هایی مثل کرامت ، عزت نفس، ایثار ،عشق برتر و مسائلی از این قبیل  اگر با زبان هنر و زیبائی های لازم به کودکان ارائه شود جذابیت خاصی برای آنان خواهد داشت، به عنوان نمونه فرهنگ اخلاقی ما که سرشار از حکایات آموزنده و سازنده است اگر به صورت نمایش نامه های ساده در بیاید در دل و جان کودک و نوجوان اثر خواهد گذاشت.پس اگر ارزش هایی که در جامعه ارائه می دهیم با مبانی فطرتی و (نیاز به تکریم شخصیت) پیوند بخورد ماندگار و عمیق خواهد شد.نکته دوم این که اصولا رابطه ی احساس کرامت و شخصیت داشتن در انسان و گناه سیرتی وود دارد یعن هرچه عزت نفس بشتر باشد مصونیت اخلاقی و روحیه ی مسیر با گناه قوی تر می شود.امام علی (ع) فرمودند " من کرمت عله نفسه هانت علیه شهوات"  اگر کسی وجودش احساس کرامت بود گناهان در نظر او خفیف و بی ارزش می شوند. در قران کریم از زبان حرت یوسف وقتی در برابر خواهش نسانی پر جاذبه قرار می گیرد و نقل شود که می فرماید به خدا پناه می برم یعنی کشش نفسی قوی تر از آن است که انسان به خودش متکی باشد.باید به خدا پناه برد.و پروردگار را حاضر و ناضز به کار خود بداند، از مباحث مطرح شده در می یابیم که تکریم شخصیت از فطریات انسان(کودک) است و اگر چنانچه در مورد کودک اعمال شود رابطه ای مستحکم با ارزشها از طریق تکریم پیدا می نماید. مطالعه زندگی و سیره پیامبر و ائمه اطهار نشان می دهد که فرزندان خود و دیگران را تکریم می کردند و بدان شخصیت و ارزش می بخشیدندو اگر این شخصیت دادن در مجالس ،ندارس و همه جا مورد توجه قرار گیرد ،گرایش به ارزشها در بچه ها قوت خواهد گرفت.

عوامل و متغیرات درشکل گیری شخصیتکودک

چنان که گفته شد، عوامل بسیاری درتحقق آن چیزی که به نام شخصیت از آن یاد می شود، تاثیر دارد؛ زیرا شخصیت هر انسانی ترکیبی از ویژگی های بدنی، زیستی، روانی و اجتماعی است که بر اثر شرایط زیستی- اجتماعی پدید می آید. روان شناسان براین باورند که شخصیت هرشخص در جامعه، درکنش متقابل اجتماعی (Social interaction) ؛ یعنی در نتیجه تماس با اشخاص دیگر در گروه های اجتماعی، به تدریج تکوین می یابد، رشد پیدا می کند و طی زمان در محیط فرهنگی و اجتماعی و زیستی تحقق می یابد و این جریان تحت تاثیر ده ها پدیده فرهنگی صورت می گیرد و هریک از آنها در رفتار و عاطفه او ظاهر می شود.

وسایل تکریم شخصیت کودک از نظر اسلام

1. انتخاب نام و فامیل زیبا:

انسان از نام و فامیل زیبا خوشش می‌آید و از ذکر آن احساس سربلندی می‌نماید؛ برعکس، نام و فامیل زشت صاحبش را شرمنده می‌سازد و از این جهت احساس حقارت می‌نماید؛ بنابراین به پدر و مادر توصیه می‌شود به هنگام انتخاب نام، برای فرزندشان نام‌های زیبا انتخاب نمایند. زیبایی نام، یک امر عرفی و اجتماعی است و در جوامع و زمان‌های مختلف تفاوت می‌کند. در انتخاب نام باید به معنای آن نیز توجه داشت. ما چون مسلمان هستیم، بهتر است از نام‌های پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و دیگر بزرگان دین استفاده نماییم. اسلام نیز به این نکته‌ مهم توجه داشته و اولیا را به انتخاب نام نیک برای فرزندانشان توصیه می‌نماید و انتخاب نام نیک را یکی از حقوق فرزند بر پدر و مادر می‌داند. در احادیث نیز به این مطلب اشاره شده است، حضرت امام علی(ع) فرمودند: «اولین احسانی که پدر نسبت به فرزند خود انجام می‌دهد، انتخاب اسم خوب برای اوست. شما مراقب باشید، نام خوب برای فرزندانتان انتخاب کنید.» پیامبر اسلام(ص) در وصیت خود به حضرت علی(ع) فرمودند: «ای علی، فرزند بر پدر خود حق دارد که نام زیبایی برایش انتخاب کند، و خوب او را تربیت نماید، و در جایگاه صالحی (ازدواج) او را قرار دهد

2. کودک را با احترام نام‌بردن:

لازم است پدر و مادر فرزند خود را همواره با احترام بخوانند، مثلاً بگویند: «آقا»، «پسرم»، «دخترم»، و هیچ وقت نباید نام او را کوچک و سبک ادا نمایند. کودک را با تعبیر «شما» خطاب کنیم، نه «تو».

3. سلام‌کردن به کودک:

معمولاً فرزندان به پدر و مادر خود سلام می‌کنند و باید به یک چنین وضعی عادت نمایند، ولی پدر و مادر نباید همواره انتظار داشته باشند حتماً کودکان سلام کنند، و باید در مواردی هم آن‌ها به کودک سلام کنند. گاهی که کودک سلام‌کردن را فراموش کرد، خوب است پدر و مادر سلام کنند و گاهی حتی در سلام‌کردن هم از او سبقت بگیرند. در احادیث نیز به این مطلب اشاره شده است و عادت پیامبر اکرم(ص) هم چنین بوده است. پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «پنج چیز را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد، پنجمین آن‌ها سلام کردن به کودکان است، تا این‌که سنتی باشد و بعد از من باقی بماند

4. وقتی با کودک ملاقات می‌کنیم خوب است مانند بزرگ‌تر‌ها با او دست بدهیم و احوال‌پرسی کنیم.

5. باید در مجالس برای کودک نیز جا باز کرد و به او احترام گذاشت.

6. در دعوت به مهمانی و مجالس جشن باید کودکان را منظور داشت و جداگانه نام آنان را در کارت نوشت. هم‌چنین باید برای کودکان جای نشستن و پذیرایی‌شدن پیش‌بینی شود.

7. لازم است کودکان در منزل مانند بزرگ‌ترها وسایل مخصوص داشته باشند؛ مانند: مسواک، خمیردندان، حوله، کمدلباس، ظروف غذاخوری، رخت‌خواب و... .

8. در مسافرت‌ها کودکان نیز باید صندلی جداگانه داشته باشند.

9. خوب است برای کودکان جشن تولد و جشن تکلیف گرفته شود.

10. خوب است در حضور دیگران از صفات و کارهای خوب کودک قدردانی و تشکر شود.

11. لازم است پدر و مادر (اگر بدون کودک به سفر می‌روند) از دور جویای احوال فرزندشان باشند.

12. باید به سخنان کودک با دقت گوش داد و درخور فهمش به او پاسخ داد.

13. خوب است در کارها و تصمیم‌گیری‌ها تا حد امکان با کودکان مشورت نمود.

14. به کودکان اعتماد کنید و به آن‌ها مسئولیت بدهید؛ در عین حال مواظب و مراقب آنان باشید.

احتــرام و تعریــف و ستایش نبــاید از مقدار واقع تجاوز کند، زیرا اگر از واقعیت بیشتر نشان داده شود، ممکن است موجب به‌وجودآمدن خوی زشت تکبر و خودبزرگ‌بینی شود، چون اگر این‌طور شود کودک توقع دارد دیگران بیش از حد از او تعریف و تمجید کنند و در صورتی که خواسته‌اش برآورده نشود، رنجیده‌خاطر خواهد شد.

شخصیت کودک باید به واسطه‌ رفتار نیک و صفات پسندیده‌اش مورد تحسین قرار گیرد و کودک باید بفهمد که رفتار پسندیده و صفات خوب هستند که ارزش وجودی او را بالا می‌برند، نه ذات او بدون توجه به ارزش‌ها؛ درچنین صورتی به انجام کارهای خوب تشویق می‌شود تا شخصیت خود را بالا ببرد.

نتیجه گیری

با توجه به آن چه مورد بررسی قرار گرفت به این نتیجه می رسیم که احترام و تکریم شخصیّت آدمی از اصولی است که در فرایند تربیت باید رعایت شود، زیرا انسان نیازمند این است که دیگران برایش قدر و منزلتی قایل باشند و خودش را با قدر و قیمت ببیند و در برخورد با قدردانی دیگران، این احساس را به دست آورد که دارای ارزشی است ، لذا اگر کودک در درون احساس شخصیّت و عزّت نماید،  اعتماد به نفس به دست آورده و در اجتماع شأن و منزلت پیدا می کند.خود را سالم نگه دارد اما اگر در درون احساس بی شخصیتی کرد، مستعد گرایش به انحرافات و کج رفتاری های اجتماعی می شود.لذا باید با توجه به آموزه های کتاب قرآن و نهج البلاغه در اهمیت به شخصیت فرزندان از هیچ تلاشی دریغ نکرده. و رفتار ائمه معصوم (ع) را در برخورد با کودکان الگوی خود قرار داده.

 


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.