مقالات

قدیم ترین رساله پزشکی شناخته شده به زبان فارسی

سیف اله خسروی  ۱۳۹۳/۰۸/۲۴

   

قدیم ترین رساله پزشکی شناخته شده به زبان فارسی    

(The Oldest Known Medical Treatise in the Persian Language)

مقدمه

در سال 1897 مطالعات دانشمند خاور ی ( 1820-1902) ،Charges Rieu   ،  در فهرستش از  دست نوشته های پزشکی فارسی موزه بریتانیا ، «هدایة المتعلمین فی طب» (راهنمایی دانشجویان در پزشکی ) نوشته  ابوبکر رابی بن احمد اخوینی بخارایی بیاد آورد. در سال 1910 آدولف فونهن(Adolf Fonahn)، خاورشناس آلمانی، نسخه از همین متون قدیمی بتاریخ 520 هجری یا 1128 میلادی در کتابخانه فتح(Fateh) استانبول ترکیه کشف کرد. در حال حاضر فقط سه نسخه از این کتاب شناخته می شوند، قدیمترین آنها در کتابخانه بودلین آکسفورد به شماره (Ms.NO.37) وجود دارد؛ که تاریخ آن478 یا 1085میلادی تعیین می شده است.  نسخه دوم در کتابخانه فتح در استانبول (بتاریخ هجری520   یا 1128میلادی نوشته شده) و نسخه سوم در کتابخانه ملک در تهران ایران وجود دارد.

در سال 1965، هدایة المتعلمین توسط ج. متینی،پروفسور ادبیات دانشگاه فردوسی، مشهد ، ایران ویرایش و منتشر می شده است. ویرایش متینی بر اساس نسخ خطی کتابخانه بودلین صورت می کرفت  و متن با نسخ خطی کتابخانه فتح استانبول همچنین باکتابخانه ملک درتهران چک می شد.

در سال 2008، ویرایش رونوشت نسخه خطی بودلین در تهران توسط ایرج افشار، م. امید سالار و ن. متعلبی کاشانی منتشر می شد که یک تفسیر رمزشناسی و همچنین یک فهرست ماخذ کتب توسط ایرج افشار به آن گنجانده می شد.

مقدار خیلی کمی از دروه زندگی و شغل  ابوبکر ربی بن احمد اخوینی بخارایی به جزء آنچه می توان از صفحات کتاب خودش نگریسته شود، شناخته می شده است. بنظر می رسد که او مدت حدود بست و سه سال در علم پزشکی طبابت کرده به علت مهارت او در درمان بیماری مالیخولیا و بعنوان پزشک دیوانگان (فارسی قدیم بیجشک دیوانگان) به او مراجعه می شده است. او پزشکی تحت نظر ابوالقاسم مقانعی که خود او شاگرد ذکریا رازی( 865-927میلادی)در غرب معروف به Rhazes مطالعه کرد. او همچنین ذکر کرده که یک نسخه فارماکوپه(رساله در مورد داروها) و نیز رساله های در مورد نبض و تشریح نوشته است که وجود آن مدت زیادی دوام نیاورد. تاریخ تولد و وفات او شناخته نشده ، اما، برآورد می شده است که او رساله هداية المتعلمین در آخر دوره زندگیش در حدود سال 373هجری یا 4-983 میلادی نوشته ، و از نامش انخاذ می شود که او در بخارا ترانسوکسینا (Transoxiana) قسمتی از امپراطوری سامانی(874-999م.)در ازبکستان امروزی زندگی می کرده است.

سابقه تاریخی

به منظورارج نهادن به اهمیت نویسندگی متون علمی و پزشکی  یک سابقه مختصر تاریخی در زبان پارسی به همان اندازه در زبان عربی دنیای اسلام مطرح شده ، ممکن است مفید باشد. بعد از حمله اعراب به ایران (644 میلادی) مخصوصاٌ در طول دوره خلیفه امیه در دمشق (661-750م ) بسیاری ایرانیان به جهت تعقیب توسط اعراب و قانون آنها به ترانزوکسینا (به فارسی فرا رود و به زبان عربی ماوراء النهر نامیده می شود که در آسیا مرکزی قرار گرفته است) عزیمت کردند.آنها  زبان قدیم (فارسی دری) از دربان ساسانیان به ارث بردند، که این زبان بعداٌ گسترش یافت تا زبان بین المللی آن ناحیه شد و جانشین زبان های محلی نظیر؛ سغدی(sogdia) قسمتی از امپراتور ایرانیان باستان می بود) گردید . در این قسمت شرقی قبل از امپراطوری اسلامی ساسانی (226-652) بیش از 250 سال بعد از حمله اعراب، سامانیان سلسله بومی ایرانیان حکومت جدیدی تاسیس کردند  که حدود128 سال(874-999م) در آسیای مرکزی و خراسان بزرگ پا برجا بود. اگرچه سامانی به اسلام گرویدند، آنها زبان ایرانی، رسم و آداب اجتماعی حفظ کردند، و در حقیقت، در طول این دوره یک رنسانس از فرهنگ و علم ایرانیان می بود. شهرهای عمده این امپراطوری شرقی سمرقند و بخارا(ازبکستان)، بلخ(افغانستان) و نیشاپور ازخراسان بزرگ ایران، مرو(ترکمنستان) همچنین شهر ری به لاتین(Rhagae)  نزدیک تهران و اصفهان می بودند.

در طول این دوره از رنسانس، چندین دانشمند ایرانی، مشهور در دنیا  شامل پزشکانی نظیر؛ علی بن سهل رابان طبری (838-870 میلادی )، زکریا رازی،(865-925) ، علی بن عباس مجوسی اهوازی (وفات او در سال 982 یا 994 میلادی ذکر شده ) در غرب معروف به هالی عباس ، و ابوعلی سینا (980-1037م)در اروپا معروف به اویسینا ، و همچنین ریاصیدان خوارزمی( 780-850 م) جامع العلوم ابوریحان بیرونی(973-1048) و ستاره شناس و ریاضیدان عمرخیام(1048-1122)که او تا اندازه زیادی بخاطراشعار (بفارسی نوشته شده از طریق ترجمهFitzgerald  دو بیتی اش، از این حکومت سامانی شرقی ، ظهور کردند.

تقریباٌ تمام این دانشمندان  مهمترین آثارشان به زبان عربی  که زبان بین المللی امپراطور وسیع اسلامی می بود که از دره ایندوس در شرق از آفریقای شمالی تا اندونزی در اسپانیا امتداد داشت، می نوشتند. گرچه در طول عصر سامانیان، شاعران آثارشان به زبان فارسی قدیم نوشتند ، مع هذا، تعداد خیلی کمی از پزشکان یا دانشمندان رساله هایشان به فارسی نوشتند و آنها پزشگانی نظیر؛  جرجانی و بیرونی دانشمند بزر گ ایرانی، بودند که او بعضی از آثارشان به فارسی نوشتند. بخاطر انجام دادن چنین کاری بوسیله همسالانشان سرزنش می شدند. بنابراین آنها مجبور می شدند بعضی از آثارشان به عربی ترجمه کنند به منظور اینکه به خوانندگان بیشتری برسند.

بعضی ویژگیهای مهم این کتاب

پیشینه تاریخی این کتاب است که، هدایة المتعلمین در طب از اخوینی بخارایی به زبان فارسی قدیم نوشته شده، بعنوان چراغ نورانی می درخشد، با کتابهای به زبان عربی توسط دانشمندان و پزشکان ایرانی آن زمان نوشته شده متفاوت است، این کتاب هرگز به زبان لاتین ترجمه نمی شده است و بنابر این در غرب ناشناخته می بود اما، بخاطر اهمیت متن پزشکی آن در ایران بمدت چندین قرن باقی مانده است .

اگرچه هیچ یکی از دایره المعارف های بزرگ متون پزشکی مانند "الحاوی رازی" یا  "قانون ابن سینا" نیست ، مع هذا هدایة المتعلمین چندین نکات برجسته در ادبیات پزشکی دارد.

درنخستین مورد،آن ساده است با وجود این متن(رساله)  جامع نوشته شده ،بعنوان  یک کتاب دستنامه راهنمایی برای دانشجویان پزشکی است، و در این خصوص، آن ممکن است نخستین کتاب دستنامه راهنمایی دانشجویی در تاریخ نویسندگی پزشکی باشد.آن محتوای عملی و پراگماتیک نسبتاٌ بیشتراز نظری یا فلسفی آثاری مانند گالیله یا ابن سینا دارد. نسبتاٌ بیشتربه الحاوی رازی شباهت دارد، او آنچه سایر پرشکان قبل از او را توصیه کرده اند، بیان می کند و سپس مشاهدات و تجربیات خودش و همچنین قصورش در درمان بیماریها با اعتدال بیان می کند. نظامی عروضی(Nezami Aruz1110-1161 م)، شاعر ایرانی و نویستده نثر در  آثارش کتاب چهارمقاله(چهار کشاف) در بخش طب، رساله هدایة المتعلمین ابوبکر-اخواینی بعنوان متون متوسط،در جلدی کوچک بطوری که آن به آسانی توسط هر پزشکی می توانست حمل شود و موقع ویزیت کردن بیمارانش درصورت مشکل بعنوان دستنامه راهنمایی مرجع از آن استفاده می کرد، توصیف می کند، "چون حافظه نمی تواند روی تمام ظرفیت ها قابل اعتماد باشد".موضوع مهم تر رساله هدایة المتعلمین، شیوه نثر ادبی است که فارسی دوره سامانی همچنین ترمینولوژی پزشکی که اخوینی بخارایی ابداع و یا از عربی ترجمه و استنساخ کرده است. بنابراین؛ او وضع اصطلاحات پیشینه برای پیروانش بیان می کند. برای ارائه مثال؛ استفاده ازاصطلاح pormiz"" دیابت های ملیتوس است که یک اصطلاح فارسی ترکیبی مرکب از  Por به معنی زیاد و Miz به معنی دفع ادرار است که به پر ادراری در بیماران دیابتی اشاره می کند.

      خود کتاب از سه بخش اصلی و 183 بخش فرعی تشکیل می شود که در آن نویسنده دیدگاههای اجدادشان نظیر ؛ بقراط(460-377 قبل از میلاد)، گالیله(130-199م) و یوحنا ابن اسحاق(808—873 م) بعنوان Johannitus  در غرب شناخته شده (او که یک ترجمه کننده فعال آثار پزشکی گالیله به زبان عربی می بود)، توصیف می کند ، اخوینی که دیدگاه های بالینی و تجربیات خودش بیشتر به شیوه رازی و قبل از او را نوشته است. نوشته های اخوینی تعلیمی نیستند، اما عملی و اصولاٌ بر اساس تجربیات خودش هستند، هنوز در زرتشت باستان همچون کارهای پزشکی باستان فرو مانده است.

منتخبات( Excerpts)

برای شناخت ویژگیهای شیوه نویسند اخواینی گزیده های ذیل ممکن است شرح دهنده باشد:

نشانی فرزندش که کتاب برای او نوشته است ،او می گوید: «من این کتاب نوشته ام ، بخاطر شما فرزندم که از مرا خواسته اید کتابی در موضوع طب بنویسم که روان و ساده باشد بنحوی که آن بعنوان یادگاری از من برای شما بماند و همچنین برای دیگران مفید باشد»

او مجدداٌ به فرزندش می نویسد: « تمام آنچه من در این کتاب نوشته ام، آنچه هستند که خودم تجربه کرده ام، جز اینکه  همان قدری گفته ام بنویسم این طور معنی می دهد که من هیچ تجربه ای شخصی از آن ندارم بنحوی شما باید خودتان قضاوت کنید.

او تاکید می کند که طب بخشی از نگهداری سلامتی بدن است و زمانی آن بوسیله بیماری آشفته می شده است، آن مجدداٌ به سلامتی بر می گردد.

بخشی از کتاب هدایة المتعلمین به اثرات مفید تمرینات و ورزش ها برای زنان و مردان جوان از جمله؛ بازیهای فیزیکی سنتی اختصاص یافته، وجود دارد.

در بخش بیماری روانی مغزی یا جنون(insanity) او مثالهای از آنهای که نیروهای مافوق طبیعی ادعا می کنند یا وانمود کردند  پیامبران،فرماندهان بزرگ یا شاهان باشند و آنهای که متعقدند حیوان ویژه ای می شوند و رفتارهای مانند یکی از این ها را توصیف می کنند.

در بخش سارسام(منینژیت)، او یافته های بالینی طب، سردرد و کاهش هوشیاری و ذکر علتش بعنوان التهاب پرده مغز(meninges) شرح می دهد.

راجع به عمل های جراحی پزشکی در کتاب اطلاعات خیلی کم وجود دارد، ولی در میان چند مثال قاعدتاٌ از غشای مخاطی کوتاه زیر نوک زبان است که که حرکات زبان را محدود می کند. ما بطور مختصر بندرت ومتونی که بتازگی مجددا کشف کرده ایم  بیشتر از یک هزار سال  به فارسی قدیم( فارسی دری) بعنوان دستنامه و راهنمایی برای دانشجویان پزشکی توصیف کرده ایم  ، ما همچنین ارزش ادبی آن بعنوان  نخستین نسخه های فارسی قدیم مرتبط با احیاء زبان ایرانیان در طول دوره سامانیان ذکر کرده ایم. این ویژگیهای « هدایة المتالعمین فی طب»  بعنوان اهمیت سند پزشکی اولیه در انتقال متون پزشکی ایرانیان از عربی به فارسی تعریف می کند.

نویسنده: سیف اله خسروی کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه علوم پزشکی

 بیمارستان امام خمینی (ره) کتابخانه 


 

eferences

               http://ojs.hbi.ir/index.php/mejdd/article/viewFile/412/14411.

Middle East Journal of Digestive Diseases/ Vol.3/ No.1/ March 20118. 9.

                                                                                      

1.    Akhawayni Bukhari A. Hedayat al-Motaallemin fi Tebb. [In Persian].Edited by I. Afshar, M.Omidsalar, N.Mottalebi Kashani .Bahram Publication, Tehran, 2008.

2.    Akhawayni Bukhari A. Hedayat al-Motaallemin fi Tebb. [In Persian]. Edited by J.Matini, Mashhad University Press, Mashhad, 1965:505,246-7,797,327.

3.    Matini J. Hedayat al-Motaallemin fi Tebb. In: Yarshater E, ed. Encyclopedia Iranica. The encyclopedia Iranica Foun­dation, New York, Vol.12, Fascicle 2, P: 112-3, 2003.

4.    Matini J. Hedayat al-Motaallemin fi Tebb; the oldest Per­sian medical book [in Persian], Journal of the Faculty of Literature, Mashhad University, Mashhad, Vol.1, No.1, 1960:49-68.

5.    Frye R. The Golden Age of Persia. Weidenfeld and Nicol­son, London 1975:100.

6.    Jorjani S.E.Al-Aghraz al-Tibbia val Mabahess al-Alaiia,Volume 2, ,English Preface by Dr. Hassan Tadgbakhash,Tehran University Press,2006:3.

7.    Nezami Aruzi, Chahar Maqaleh (Four Discourses) [in Persian], edited by M Moin, Tehran University Press, Tehran, 1954:110.

8.    Minovi M. Hedayat al-Motaallemin dar Tebb [in Per­sian]. Yaghma Monthly Journal, Vol.3, No.12, 1950: 497-503,505-6.

9.    Ammari M: Akhawayni Bukhari, [in Persian], In: Great Islamic Encyclopedia, Vol.7, Tehran, 1987. 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7.

 

 


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.