مقالات

جنگ ما جنگ هابیل و قابیل بود

طاهره ملکیان  ۱۳۹۳/۰۸/۲۰

 

جنگ ما جنگ هابیل و قابیل بود


طاهره ملکیان


تاریخ معاصر ایران همواره در پی بروز هر جنگی، شاهد جدایی بخش هایی از این سرزمین پهناور به دست بیگانگان بوده است. به گونه ای که می توان گفت در دویست سال گذشته، یعنی از زمان «فتحعلی شاه قاجار» به بعد، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شده است. اما علی رغم پشتیبانی قدرت های بزرگ از عراق، روند مذکور در جنگ ایران و عراق ادامه پیدا نکرد و سرفصل جدیدی از تاریخ ایران را در صفحات تاریخی به ثبت رساند. در این جنگ نه تنها یک وجب از خاک ایران در دست نیروهای عراقی باقی نماند، بلکه عراق به عنوان کشور متجاوز به نظام بین الملل معرفی شد. حال در این مقال بر آنیم که با نگاهی به اسناد بیرون آمده از متون تاریخی و وقایع خبری به علل پیدایی و شروع جنگ از جانب عراق با تاکید بر ذهنیت سیاستمداران عراقی بپردازیم.

جنگ ایران و عراق

زمان: ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ برابر با ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (میلادی) تا ۲۰ اوت ۱۹۸۸ (میلادی)

مکان: مرز غربی و شهرهای ایران و عراق و خلیج فارس

نتیجه: بن‌بست در جبهه‌ها و آتش‌بس بر اساس قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، محکومیت عراق به عنوان متجاوز و بازگشت کنترل اروندرود به ایران.

علت جنگ: تمایل حکومت وقت عراق برای کنترل یک‌جانبه اروندرود، مسئله مرزها و کشمکش‌های ارضی، الحاق کامل خوزستان به خاک عراق و هراس رژیم بعث عراق از تهدیدات احتمالی دولت انقلابی ایران که در پی انقلاب ۱۳۵۷ در ایران روی کار آمده بود.

جنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، و جنگ هشت‌ساله؛ و نزد اعراب با نام‌های قادسیه صدام و جنگ اول خلیج فارس (به عربی: قادسیّة صدّام، حرب الخلیج الأولی) شناخته می‌شود، جنگی است که از شهریور ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷ میان نیروهای مسلح دو کشور ایران و عراق جریان داشت. جنگ ۸‌ساله ایران و عراق یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری در قرن بیستم است. جنگی که پس از جنگ ویتنام و بالاتر از جنگ جهانی اول، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بوده‌است. این جنگ در نهایت بدون اینکه پیروزی داشته باشد با آتش‌بس موقت میان ایران و عراق پایان یافت. این آتش‌بس تا امروز از جانب طرفین شکسته نشده و هنوز پابرجاست.

شورای امنیت در تاریخ ۱۸ آذر۱۳۷۰ مصادف با ۹ دسامبر۱۹۹۱ طی گزارشی که از جانب دبیرکل وقت سازمان ملل متحد دریافت کرده بود، عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. این شورا همچنین عراق را موظف به پرداخت غرامت جنگ به ایران نمود.

در این جنگ ارتش عراق به طور گسترده از سلاحهای شیمیایی علیه کردهای عراقی و مردم و نظامیان ایران استفاده کرد. با این وجود جامعه جهانی هیچگاه نتوانست اجماعی برای محکوم کردن این جنایت جنگی از سوی عراق ترتیب دهد. رژیم بعث موفق شد در طول جنگ حدود ۱۰۰۰۰۰ مرد، زن و بچه را با استفاده از سلاحهای شیمیایی به قتل برساند.(3)

چرا جنگیدیم؟

جنگ ما جنگ هابیل و قابیل بود . هابیلیان و قابیلیان . جنگ ما جنگ ، ابابیل بود و ابرهه ،ابابیل هایی که سنگ بر تانکهای ابرهه کوبیدند . جنگ ما جنگ درخت بود و تبر ، درختانی که لبه تیز تبرها را شکستند . جنگ ما ، جنگ جنگل بود و آتش ، عده ایی سوختند تا مبادا امروز از ما فقط زغالی در تاریخ به چشم بیاید . جنگ ما ، جنگ شهادت و ذلالت بود . شهادتی که نگذاشت از ایران جز تلی استخوان برای آیندگان بماند.

جنگ ما جنگ گندمزار بود و سیل ملخها . اگر نمی جنگیدیم ، ساقه هایمان را هم باقی نمی گذاشتند ...ما اگر نمی جنگیدیم ، باید معنای استقامت را در فرهنگ فارسی عوض می کردیم ، ما اگر نمی جنگیدیم باید فرهنگستان زبان اسارت را جایگزین آزادگی می کردیم

ما اگر نمی جنگیدیم خلیج همیشه فارس را خلیج عربی می خواندند ، اروند رود جاری را شط العرب لقب می دادند . ما اگر نمی جنگیدیم با شرمندگی در برابر جهان آرا باید خرمشهر را (محمره) تلفظ می کردیم . باید با خجالت در برابر چمران سوسنگرد را )خفاجیه) می خواندیم و با سرافکندگی در برابر ملت ،خوزستان را ( عربستان) می نامیدیم . ما اگر نمی جنگیدیم ، باید با شرم در برابر شهدا ، اهواز را ( احواز ) می نوشتیم . باید با عجز در برابر دلیر مردان ، آبادان را ( عبادان ) می گفتیم و با شرمساری در برابر مسلمانان ، ایران را ( قادسیه ) می خواندیم ...

ما اگر نمی جنگیدیم ، باید جمهوری اسلامی را به دیکتاتوری بعث تغییر می دادیم . ما باید می جنگیدیدم تا مزه غیرتمندی را می چشیدیم ، تا طعم خوش شهادت را در میافتیم ، تا شیرینی آزادگی را حس میکردیم ،تا احساس خوش ماندن در رگهایمان میدوید، تا نسیم دلنشین همدلی برقلبهایمان می وزید .

ما باید می جنگیدیم ، تا کوچه ها و خیابانهای شهرها ، عطر شهادت را گم نمی کرد.

ما باید می جنگیدیدم تا نهال شکوفای وجودمان را از ریشه نمی خشکاندند .(1)

دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

اشاره: سوم خردادماه سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر و یادآور رشادت های شهیدان راه حق این اسطوره های ایمان و گل واژه های ایثار و تجلی گر شهامت های ایثارگران در دفاع از کیان میهن اسلامی است که ضمن گرامیداشت این روز باشکوه به بیان مطالبی پیرامون این حادثه مهم در قالب 12 پرسش و پاسخ می پردازیم.

1.پس از گذشت مدتی از اشغال مناطقی از ایران توسط عراق، آزادسازی پی درپی مناطق تا آزادی خرمشهر را شاهد بودیم. چه تحولاتی در داخل کشور رخ داد که منجر به قدرت گرفتن نیروهای نظامی برای بیرون راندن ارتش اشغالگر شد؟ابتدا باید اوضاع داخلی ایران را در نیمه دوم سال 1359 و نیمه اول سال 1360 ترسیم کرد. در اینجا محورهای زیر قابل توجه است:

الف- تجاوزعراق انعکاس داخلی آن که ناشی از این تجاوز بود.

ب- وجود گروه های مختلف مسلح از جمله مجاهدین خلق، پیکار، چریک های فدایی اقلیت، حزب دموکرات، حزب توده و... در صحنه سیاسی داخلی .

ج- وجود تشکیلاتی که تحت عنوان دفترهماهنگی های مردمی ریاست جمهوری فعالیت داشتند و همچون بنی صدر در آستانه پیروزی انقلاب از خارج به ایران آمده بودند.

د- از آبان ماه 1359 وقتی عراق در اثر مقاومت رزمندگان به اهداف خود دست نیافت و زمین گیر شد، بنی صدر با استفاده از این موقعیت، به منظور کسب برتری سیاسی در داخل، دو عملیات را در جبهه های جنوب رهبری کرد: عملیات نصر در 15 دی ماه 1359 و عملیات توکل در20 دی ماه 1359.

6. چرا ایران پس از آزادی خرمشهر و ایجاد شرایط مناسب برای صلح، باز هم به جنگ ادامه داد و وارد خاک عراق شد؟

اگر صلح را مجموعه ای از آتش بس،نحوه و شرایط آن ،عقب نشینی و نحوه شرایط آن، تعیین متجاوز، تأمین خسارت های وارده و... بدانیم، باید گفت که در آن زمان هیچ گونه پیشنهاد صلحی ارائه نشد و شورای امنیت و دیگران تنها آتش بس را توصیه می کردند. در آن زمان طرحی که متضمن صلح واقعی باشد و مثلاً شناسایی متجاوز پرداخت غرامت را نیز شامل شود وجود نداشت و پیشنهادهای ارائه شده تنها در حد آتش بس و مذاکره طرفین بود، که این امر با توجه به پشتیبانی بین المللی از عراق هیچ گاه نمی توانست شرایط ایران را برای یک صلح شرافت مندانه تحقق بخشد. به این ترتیب ایران دلایل منطقی وعقلانی برای ادامه جنگ داشت. این دلایل عبارت بودند از:

الف- شناسایی و تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت از سوی عراق که این شرایط مورد قبول رژیم عراق و سازمان های بین المللی نبود.

ب- مرزهای ایران تأمین نداشت. نقاطی در شلمچه، طلائیه و طول مرز از فکه تا قصرشیرین در اشغال عراق بود. شهرهای سومار، نفت شهر و مهران عملا در اشغال عراق بود. امکان آزادسازی این نقاط از راه مذاکره ،غیرمعقول به نظر می رسید و راهی جز ادامه جنگ وجود نداشت.

ج- در حالی که نیروهای خودی روی دور پیروزی قرار داشتند، توقف در جنگ و چانه زنی در پشت میز مذاکره برای آزای نقاط مرزی آزاد شده، صحیح نبود.

د- شهرهای آزاد شده همچون خرمشهر به علت حضور دشمن در شلمچه همچنان مورد تهدید بود.

هـ - توانایی کمی ارتش عراق اگرچه در طول جنگ: آسیب دیده بود، ولی نه تنها کاملا ترمیم شده بلکه افزایش هم یافته بود.

و- تنها چیزی که ارتش عراق از دست داده بود روحیه بود که توجه به روحیه فرماندهی آن(شخص صدام) این مسئله نیز پس ازمدتی قابل ترمیم بود.

ز- آیا توقف جنگ در اوج قدرت و دادن فرصت مجدد به عراق در حالی که نیروهای جمهوری اسلامی در دور پیروزی بودند، نمی توانست مورد شماتت قرارگیرد؟ اگر آن روز جنگ متوقف می شد و تجربه ای چون مذاکرات سوریه و اسرائیل بر سر ارتفاعات جولان، فرا روی ما قرارمی گرفت و ما ناچار می شدیم بر سر ارتفاعات، پشت میز مذاکره با عراق چانه زنی کنیم، آیا امروز جامعه، مسئولین وقت را شماتت نمی کرد؟ با این استدلال که «شما توان کافی برای رفع کامل تجاوز و بازپس گیری حقوق خود را داشتید. چرا در بهترین موقعیت نظامی، از تعقیب دشمن دست کشیدید؟»

ج- عراق در نظر داشت با برگزاری اجلاس سران جنبش غیرمتعهد در بغداد و کسب ریاست دوره ای این جنبش برای تحقق خواسته های خود، به ایران فشار بیاورد ولی ایران با حمله به داخل خاک عراق در علمیات رمضان، این امیتازمهم و حیاتی را از عراق گرفت.

نتیجه:

دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی، همانند انقلاب اسلامی یک پدیده منحصر به فرد است. جنگ انقلاب اسلامی، در تعریف، پیدایش، کیفیت، طبقه بندی و انگیزه، با سایر جنگها فرق دارد. همان گونه که باید برای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران تعریف و جایگاه ویژه در نظر گرفت، باید جنگ تحمیلی را هم در یک طبقه بندی جدید و غیر آن چه که معمول است. قرار داد. و البته، جنگ ایران و عراق برای ایرانیان، تنها درگیری دو کشور نبود؛ بلکه جنگ در نگاه مردم ایران، جنگ حق و باطل بود. زیرا جنگ بر ما تحمیل شد؛ ولی تحمیل جنگ، ما را وادار به تسلیم نکرد؛ بلکه با چنگ و دندان و با توکل به خداوند بزرگ، آن را پیش بردیم. در آغاز جنگها، طرفین آمادگی کامل یا نسبی برای جنگیدن دارند، در حالی که ایران آمادگی ذهنی و عملی برای ورود به جنگ را نداشت. انگیزه رزم جویان ایرانی در دفاع مقدس، انگیزه های مادی نبود؛ بلکه آنان تنها برای رضای الهی پا به عرصه خطر می نهادند. همین عنصر، علت پیروزی آنها در هشت سال دفاع به شمار می آید. جنگ ایران و عراق، نه یک جنگ محدود بود و نه یک جنگ شیمیایی و... بلکه در آن، هم مواد شیمیایی به کار رفت و هم ابزارهای روانی علیه ایران به کار گرفته شد. بنابراین، این جنگ را نمی توان در طبقه بندیهای متعارف و معمول قرار داد. کیفیت جنگ، با کیفیت جنگهای متعارف متفاوت بود، چون در یک سو این جنگ، رزمندگانی قرار داشتند که با کمترین امکانات در مقابل همه جهان به مقاومت ایستادند. به علاوه، حمایت مردم از این جنگ، شگفت انگیز بود. روح معنوی امام، جمعیت کثیری را به عرصه جنگ می آورد. توقع رزمندگان، نه پول بود و نه مقام؛ بلکه انجام تکلیف الهی و شرعی بود.(5)

حضرت امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید:

«امروز می بینیم ملت ایران، از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها، با کمال شوق و اشتیاق، چه فداکاریها می کنند و چه حماسه ها می آفرینند و می بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده می کنند و می بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب دیدگان جنگ و متعلقان آنان، با چهرهای حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش، با ما و شما روبرو می شوند، و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان.»(4)

بزرگی می گوید: ما بر روی شانهء گذشتگان و اسلاف خویش ایستاده ایم، از این روست که چنین بلند قد و رشید می نماییم....

و این واقعیتی است غیر قابل انکار که اگر همت و زحمات بزرگان ما نبود، امروز ما در این موقعیت و مکان «ایستاده نبودیم»

تقدیم به شهدای جنگ تحمیلی


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.