مقالات

فشارهای عصبی در سازمان ها و راه های مقابله با آن

فرهاد نفیسی مقدم  ۱۳۹۳/۰۸/۱۱

فشارهای عصبی در سازمان ها و راه های مقابله با آن

فرهاد نفیسی مقدم                              

کارشناس ارشد مدیریت دولتی

در دهه اخیر موضوع فشار عصبی یا استرس و آثار آن در سازمان مورد  توجه بسیارواقع گردیده و یکی از مباحث اصلی رفتار سازمان را به خود اختصاص داده است . علیرغم این تفکرکه استرسهای مفید و خوش خیم نیز وجود دارد و مقداری از فشارهای عصبی برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است ، زمانی که بحث استرس مطرح می شود بیشتر به عوارض و ضایعات آن توجه شده و استرس مضر و مخل مد نظر قرار می گیرد . گروهی از صاحبنظران رفتار سازمانی ، استرس را بیماری شایع قرن نامگذاری کرده اند . شاید هم به راستی دوران ما عصر استرس و فشارهای عصبی است . دوره ای که در آن انسان بیش از هر زمان دیگری در معرض عوامل استرس زا قرار گرفته و مسائل و مشکلات بی شماری از هر طرف او را احاطه کرده است .
در این مجال تلاش شده است تا استرس یا فشار عصبی تعریف و منشاء عوامل ایجاد کننده و نشانه های آن شناخته شود و سرانجام راههای مقابله با آن بیان گردد .

فشار عصبی یا استرس چیست ؟

استرس را پاسخی دانسته اند که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی به صورت رفتاری روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد . در این تعریف استرس عبارت است از عکس العملهای فرد در مقابل موقعیتهای تهدید کننده در محیط . بنابراین ، فشار عصبی فقط زمانی بوجود می آید که فرد احساس کند از او چیزی خواسته شده است که از عهده برآوردن آن برنمی آید در غیر اینصورت فشار عصبی ایجاد نخواهد شد .
بطور خلاصه در فضای عصبی ، فرد با محرکهای ایجاد کننده استرس مواجه می شود که با موقعیت عـادی متفاوت است . او می کوشد تا خود را با آنها منطبق و سازگار کند ، واکنشهای روان _ تنی حاصل از این تلاش ، استرس نام دارد . برای روشن شدن مفهوم فشار عصبی ، ذکر چند نکته ضروری است . اول آنکه استرس همواره به علت عوامل ناخوشایند و نامطلوب در فرد بوجود نمی آید . یک مژده بسیار مسرت بخش و موفقیت غیر منتظره در یک مسابقه بزرگ نیز می تواند برای فرد ایجاد استرس کند ، همانگونه که یک خبر ناگوار و یک شکست ناگهانی می تواند ایجادکننده آن باشد . نکته دیگر آنکه استرس را نباید لزوما" به عنوان یک پدیده منفی در نظر گرفت . میزان مشخصی از استرس که برای فرد سازنده و محرک باشد همانگونه کـه اشاره شد ، استرس مفید است و نباید از آن هراس داشت . آنچه باید کنترل و با آن مقابله شود ، استرسهای مضر و مخل است . نکته آخر آنکه استرس به مفهوم اضطراب نیست زیرا اضـطـراب جنبه روانی دارد در حـالـی کـه اسـتـرس صرفـا" روانی نیست و جنبه روان _ تنی دارد .

عوامل ایجاد کننده استرس

عوامل ایجاد کننده استرس را می توان به دو دسته عوامل فردی و گروهی تقسیم کرد . عوامل موجد استرس فردی حاصل خصوصیات و ویژگیهای فردی است و عوامل ایجاد کننده استرس گروهی زاییده روابط جمعی است .
الف : عوامل ایجاد کننده استرس فردی
تعارض در نقش ، یکی از عوامل ایجاد کننده استرس فردی بشمار می آید . در زمینه کاری نیز تعارض در نقش می تواند عامل استرس باشد . بدین ترتیب که اگر بین وظایف و مسئولیتهای شغلی ، قوانین و مقررات ، منابع و امکانات ، انتظارات و توقعات از فرد در شغلش تطابق کافی وجود نداشته باشد ، نوعی تعارض ایجاد و موجب فشار عصبی در فرد می گردد . ابهام در نقش شغلی فرد نیز که ناشی از ناآگاهی و عدم وجود اطلاعات لازم در مورد شغل است ، می تواند عامل استرس گردد . زمانی که در سازمان ارتباطات ضعیف است ، آموزشهای لازم وجود ندارد و اطلاعات مورد نیاز در اختیار کارکنان قرار نمی گیرد ، این ابهام نقش بیشتر و احتمال بروز فشار عصبی افزونتر خواهد شد .
تعارض در هدفهای فردی نیز ممکن است عامل فشار عصبی واقع شود . تعارض ناشی از هدف را به سه نوع تقسیم کرده اند . تعارض خواست _ خواست , تعارض خواست _ ناخواست و تعارض ناخواست _ ناخواست .
تعارض خواست _ خواست در هدفها زمانی پیش می آید که انسان چند هدف مطلوب و دلخواه دارد اما نمی تواند تمامی آنها را با هم تحقق بخشد .
تعارض خواست_ناخواست هنگامی رخ می دهد که انسان مایل است به هدفی دست یابد و در همان حال می خواهد از آن هدف بگریزد .
تعارض ناخواست _ ناخواست سازمانی زمانی پیش می آید که فرد می خواهد از دو هدف اجتناب نماید اما امکان احتراز از هر دوی آنها وجود ندارد .
از عوامل ایجاد کننده استرس فردی می توان به اتفاقات و تغییرات غیر منتظره در زندگی شخصی نیز اشاره کرد . البته باید در نظر داشت که شخصیت و روحیه افراد در دچار شدن آنان به فشار عصبی بسیار موثر است . مثلا" افراد خونسرد و آرام نسبت به افراد عصبانی و ناآرام در مقابل استرس مقاومت و مصونیت بیشتری دارند .
در تقسیمات انجام شده در مورد شخصیت , دو گونه
A   و B برای شخصیت مطرح شده است که هر یک واکنشهای خاصی نسبت به استرس از خود نشان می دهند . خصوصیت غالب افرادی که دارای شخصیت نوع A می باشند عبارتند از :

1. بیش از حد کار می کنند و حتی روزهای تعطیل و استراحت را نیز صرف کار می نمایند .
2. تحت فشار موعدها و مهلت های انجام کار قرار می گیرند و برای بموقع انجام شدن امور نگرانی پیدا می کنند .
3. اغلب با خود و دیگران در رقابت هستند و استانداردها و هدفهای بالایی را برگزیده می کوشند هر طور شده به أنها دست یابند .
4. آرام و سکون ندارند و دایم بیقرارند .
5. اغلب مضطربند و قادر به ایجاد آرامش برای خویشتن نیستند .
6. اغلب چند هدف را تواما" انتخاب می کنند و می کوشند همه آنها را با هم تحقق بخشند .
7. اوقات فراغت را اتلاف وقت می دانند و به غیر از کار سرگرمی دیگری ندارند .
8. همواره وقت کم دارند و در سخن گفتن , غذا خوردن , راه رفتن و ... شتابزده و عجول هستند .
9. موفقیت را بطور کمی می سنجند و ذهنی مملو از آمار و ارقام دارند .
10. ناشکیبا هستند و غالبا" پرخاشجو و خشن می نمایند .

خصوصیات کسانی که دارای شخصیت
نوع B هستند مخالف خصوصیات برشمرده شده در مورد گونه A است . این گونه افراد کسانی هستند که :
1. صبور , شکیبا و بردبارند .
2. خونسرد و أرام هستند .
3. در برخوردها و مراوداتشان ملایم هستند .
4. برای تفریح کار می کنند نه برای برنده شدن .
5. در کار کردن متعادل هستند و در این مورد افراط نمی کنند .
6. نسبت به موعدهای کاری خیلی حساسیت نشان نمی دهند .
7. اهل رقابت نیستند .
8. بدون احساس گناه استراحت می کنند و از اوقات فراغت نهایت لذت را می برند .
9. اهل لاف و گزاف نیستند .
10. کار را سر فرصت انجام می دهند و بعد از فراغت از أن به کار بعدی می پردازند .

همانطور که از خصوصیات این دو گونه شخصیت بر می آید گونه
A زمینه مساعدتری برای ابتلا به فشار عصبی دارد و خطرات جدی تری او را تهدید می کند . در حالی که شخصیت گونه B در مقابل استرس مقاومتر است و نسبت به آن مصونیت بیشتری دارد . برخی از تجربیات انجام شده همبستگی بین خصوصیات شخصیت گونهَA و فشار عصبی را تایید کرده است .

عوامل ایجاد کننده استرس گروهی

از جمله عوامل ایجاد کننده استرس گروهی می توان به تعارضاتی که بین افراد و گروهها در سازمان اتفاق می افتد اشاره کرد . در ارتباطات در صورتیکه فرد خود و دیگران را بدرستی بشناسد و درک کند , کمتر دچار استرس خواهد شد .
نمونه هایی از عوامل ایجاد کننده استرس های شغلی در زیر ذکر می گردد .

الف ) خط مشی های سازمانی :
-خط مش ها و سیاستهای ناعادلانه و عدم وجود عدالت شغلی
-قوانین خشک و غیر قابل انعطاف
-جابجایی های مکرر و انتقال های نابجا
-شرح شغل های غیر واقعی
ب ) ساختار سازمانی :
-تمرکز بیش از حد و عدم وجود اختیار کافی برای تصمیم گیری
-عدم امکان ارتقا و پیشرفت
تخصص گرایی افراطی و جزیی شدن وظایف شغلی
-تضادهای صف و ستاد
ج ) شرایط فیزیکی سازمان :
-سر و صدای زیاد در محیط کار و ازدحام بیش از حد
-گرما و یا سرمای بیش از حد در محیط کار
-وجود گازهای سمی در محیط کار
-خطرات شغلی و امکان آسیب دیدگی از کار
-نور کم و ناکافی برای کار
د ) فرایند های سازمانی :
-ارتباطات ناقص و عدم انتقال موثر اطلاعات
-عدم وجود باز خور (
Feedback )
-کنترلهای بی مورد و آزار دهنده
-ارزیابی های ناعادلانه
-ارائه اطلاعات نادرست


علایم و نشانه های استرس

1
.علایم فیزیولوژیکی استرس : از آنجا که مسئله استرس در ابتدا به وسیله پزشکان و متخصصان علم طب مورد مطالعه قرار گرفته ، بیشتر توجه به علائم فیزیولوژیکی معطوف بوده است . این علایم مانند تغییر ضـربان قلب ، تغییر آهنگ تنفس ، تغییرات فشار خون ، سردرد ، زخم معده و اختلالات گوارشی ، حملات قلبی ، اختلال در سوخت و ساز بدن و امثال آن است .
2.علایم روانی استرس : نشانه های روانی فشار عصبی ممکن است بصورت عصبانیت ، اضطراب و دلشوره ، افسردگی ، عصبی شدن ، حساسیت ، تنش و احساس ملامت و بیهودگی ظاهر گردد . اثر این عوامل بر روحیه کارکنان منفی است و موحب از دست دادن روحیه اعتماد به نفس در آنان و کاهش عملکرد آنها می گردد . کسانی که نشانه های روانی فشار عصبی را از خود بروز نمی دهند نسبت به مسایل اطراف خویش بی تفاوت می شوند ، از سرپرستان و مقامات بالای خود رنجیده خاطرند ، قدرت تمرکز حواس و تصمیم گیری ندارند و از شغل خود ناراضی هستند .
3.علایم رفتاری استرس : نشانه های رفتاری فشار عصبی ممکن است به صورت بیخوابی ، کم غذایی یا به عکس اشتهای کاذب به غذا و افراط در خوردن آن ، افزایش تعداد سیگار در سیگاریها ، شتابزدگی در سخن گفتن و تعجیل و بیقراری در انجام دادن امور بروز نماید . در سازمان آثار رفتاری فشار عصبی به صورت تاخیر ، غیبت ، تعارض ، ترک حرفه ، بی علاقه گی به کار و مانند آنها قابل مشاهده است .

طرق مقابله با استرس

1. استراتژیهای مقابله فردی

الف ) ورزش : یکی از شیوه هایی که افراد می توانند با استفاده از آن بر فشار عصبی خود فایق آیند ورزش است .
ب ) استراحت : استراحت مناسب یکی از راههای موثر برای مفابله با فشارهای عصبی است . یکی از راههای متداول استراحت آرام نشستن و بستن چشمها به مدت ده دقیقه ، هر روز بعدازظهر می باشد .
ج)مدیریت زمان : مدیریت زمان بیشتر بعنوان یکی از شیوه های مقابله با فشار عصبی توصیه شده است . عقیده بر این است که بسیاری از فشارهای روزانه را می توان با مدیریت خوب زمان کاهش داد و یا از بین برد . طبق این روش مجموع فعالیتهایی که باید در طی روز انجام شوند به سه گروه تقسیم می گردند . در گروه یک ، اقدامات حساس که حتما" باید انجام شوند . در گروه دوم ، اقدامات عادی که باید انجام شوند و در گروه سوم ، اقدامات اختیاری یا جـزیی که می توان آنها را به دیگران واگذار نمود و یا انجام آنها را به تـاخیر انداخت ، جای می گیرند .
د ) مدیریت نقش : یکی دیگر از استراتژیهای مقابله با فشار عصبی که بـه نـوعی با مـدیریت زمـان نیز مرتبـط می شود ، مدیریت نقش است که در آن فرد برای پرهیز از فشار کار ، ابهام و تضاد ، فعالانه کار می کند بعنوان مثال : اگر ندانید که دیگران چه انتظاری از شما دارند ، نباید بنشینید و به این مسئله فکر کنید ، بلکه در عوض از رئیس خود بخواهید در این مورد توضیح لازم را بدهد . یکی دیگر از استراتژیهای مدیریت ، نقش دادن جواب منفی است .همانقدر که نه گفتن ساده است ، بسیاری از مردم با گفتن آری مشکلات زیادی می آفرینند . آنها موافقت می کنند که علاوه بر کار معمولی خود در کمیته های مختلف خدمت کنند و وظایف اضافی بپذیرند . البته گاهی ما چاره ای جز پذیرفتن بعضی از الزامات نداریم . به هر حال ، در اکثر موارد گفتن نه یک انتخاب حیاتی است .
ه ) گروههای پشتیبان : آخرین استراتژی مقابله با فشارهای عصبی ایجاد و حفظ گروههای حامی است . یک گروه پشتیبان ، گروه ساده ای متشکل از اعضای خانواده یا دوستانی است که فرد می تواند وقت خود را با آنها بگذراند .

2 . استراتژیهای مقابله با استرس در سازمان

1.برنامه سازمانی : برنامه سازمانی مقابله با فشار عصبی از طریق مکانیسم های سازمانی موجود انجام می گیرد . بنابراین بمنظور کاهش فشار عصبی ، توجه سازمانها باید بر طراحی درست کار و زمان انجام آن متمرکز باشد . فرهنگ سـازمانها نیز می تواند برای مقابله با فشار عصبی مورد استفاده قرار گیرد . بنابراین سازمان باید تلاش کند فرهنگی را جایگزین نماید که ترکیب مناسبی از فعالیتهای کاری و غیر کاری را تقویت کند . در نهایت سرپرست بطور بالقوه یکی از منابع اصلی ایجاد فشار کار است . اگر به آنها گفته شود که ممکن است واگذاری کار اضافی باعث ایجاد فشار عصبی شود ، آنها می توانند با تقسیم کار از بروز آن جلوگیری کنند .
2 . برنامه های جانبی : بسیاری از سازمانها علاوه بر اقدامات سازمانی که برای کاهش فشار عصبی انجام می دهند ، به برنامه های جانبی نیز روی می آورند . برنامه جانبی فشار عصبی ، نوعی برنامه سازمانی است که برای کمک به کارکنان جهت مقابله با فشار عصبی تهیه شده است . این نوع برنامه ها از طریق تشویق کارکنان به ورزش ، که به نوبه خود می تواند باعث کاهش فشار عصبی شود ، بطور غیر مستقیم با فشار عصبی مقابله کند .






برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.