مقالات

همکاران سخن می گویند

فاطمه حاتمی  ۱۳۹۳/۰۴/۰۱

گل همیشه بهار

 

دوباره این دل بیتاب و سرگردان

برای آمدنت بیقرار خواهد شد

مثال قطره باران که شاعرانه میریزد

برای ردِ نگاهت بهار خواهد شد

 

به یمن آنکه تو را در ستاره میبینم

به آسمان خیالم شکوفه می خندد

چه خوب کردی آمدی ستاره من

میان اشک و سکوتم ترانه می رقصد

 

هنوز عطر نفسهایِ داغِ توست در جانم

میان دستهای عاشقم بنفشه روییده

کجاست آن گل سرخی که در نبودنِ تو  

مشامِ خسته من هزار بار بوییده

 

برای آمدنت، سکوت خواهم کرد

و عمق سکوتم به وسعتِ یک فریاد

بیا بنشین حس کنم تمامِ تو را  

تمامِ تو بر جان من نفس میداد

 

نبود قافیه در شعرهای عاشق من 

تو نبودی سپید ماند خاطر من   

هزار شکوه سرودم به تنهایی  

و چه غمگین سرود باور من 

 

 

کنار ثانیه های پر از تشویش

دوباره مرا میهمانِ آینه کن

شکسته شد همه آیینه های غرور

دوباره مرا مهربانِ آینه کن

 

برای آمدنت دسته های یاس سپید

نشانده ام کنار غزلهای بارانی

و باورم اینست گل همیشه بهارم

کنار من تو تا به ابد میمانی  


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.