مقالات

انحصار گرایی

فاطمه حاتمی  ۱۳۹۲/۰۸/۰۸

انحصارگرایی
    نادیده گرفتن آزادی و شخصیت انسانی هر یک از طرفین رابطه زناشویی از سوی دیگری تداوم آن را با تهدید جدی مواجه می کند. این که فردی برای نحوه معاشرت، لباس پوشیدن و رفت و آمد همسرش محدودیت های من درآوردی اعمال کند و حقوق و آزادی های مشروع وی را به صرف سلیقه شخصی از بین ببرد، یک نوع انحصارگرایی است که در شکل حاد به ابزارگرایی و احساس مالکیت تبدیل می شود. این محدودیت ها که گاهی به ریزترین مسائل زندگی و شوون رفتاری نیز کشیده می شود، با شدت و ضعف مختلفی اعمال می گردد، ولی در صورت پیشرفت می تواند شرایطی را به وجود آورد که در آن یکی از زوجین به ویترینی برای نمایش عقاید و سلیقه های همسرش تبدیل شده است. شاید واژه بردگی تعبیر درستی نباشد، اما اعمال محدودیت ها به صورت مهار گسیخته و اطاعت خواسته یا ناخواسته که بر شدت آن می افزاید، سودای تربیت دوباره یکدیگر را میان زوجین به وجود می آورد. در جامعه امروزی ما معمولاچنین محدودیت هایی پذیرفته نمی شود و دستاویز قرار دادن استدلال های واهی نیز راه به جایی نمی برد؛ اما اگر اعمال آنها با انتظار اطاعت همراه باشد و با ریشه های پیوند زناشویی درگیر شود، کار را به جاهای باریک می کشاند. به هر حال، احترام به حقوق انسانی، سلیقه شخصی و شان اجتماعی همسر و آزادی های مشروعی که تا پیش از ازدواج از آنها برخوردار بوده، ضرورتی است که هر یک از زوجین در تمام مراحل زندگی مشترک باید به آن پایبند باشند.    دکتر ابهری انحصارگرایی را آفت بزرگ زناشویی می داند و می افزاید: بی اعتنایی به حقوق فردی طرف مقابل آسیب بسیاری از ازدواج هاست که از درک نادرست زوجین درباره زندگی زناشویی و پیوند 2نفره ناشی می شود. انحصارگرایی و کشاندن مسیر عاطفی زناشویی به مسائل فردی و منافع شخصی انتظارهای نامعقول و یکطرفه ای ایجاد می کند و ادامه عشق واقعی و تفاهم را به مخاطره می اندازد. فروتنی، توقعات معقول و انتظارهای مناسب به همراه درک شرایط همسر و همدلی و احترام به خواسته های وی ضمانت های اجرایی یک زندگی سالم و شاد هستند و هرجا سخن از اختلاف و جدایی باشد، می توان ردپایی از نادیده گرفتن ها و انحصارگرایی ها را مشاهده کرد. امتیازطلبی نیز از آسیب های دیگر انحصارگرایی است. هنگامی که رابطه طرفین براساس امتیازطلبی ناشی از عمل طبق سلیقه یکدیگر بنا شود، پیوند زناشویی از مسیر اصلی و درست منحرف می شود و چنین رابطه ای را می توان به بازی کودکانه ای تشبیه کرد که جرزدن و دلخوری پای ثابت آن است.

قطعه ادبی زیبایی از استاد نادر ابراهیمی با همین مضمون که دارای نکات ظریف و قابل تاملی است که هر خواننده ای  را به تفکر وامیدارد . 

همسفر!

در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد،

بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند

خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.

هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.

عزیز من !

دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.

و یکی کافیست.

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.

اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.

من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

عزیز من !

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.

بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.

بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.

اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.

اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.

سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.

بیا بحث کنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا کلنجار برویم.

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،

نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم

من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.

و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من !

بیا متفاوت باشیم ...


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.